تهيه ونشر مؤسسه بوستان كتاب قم

89

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى )

در طول سى سال كه افتخار درك محضر ايشان را داشتم ، هرگز كلمهء « من » از او نشنيدم ؛ در عوض لفظ « نمىدانم » را بارها در پاسخ به سؤالات از ايشان شنيدم . همان عبارتى كه افراد كم مايه از گفتن آن عار دارند ، ولى اين درياى پرتلاطم علم و حكمت ، از فرط تواضع و فروتنى [ آن را ] به آسانى مىگفت و جالب اين است كه به دنبال آن ، پاسخ سؤال را به صورت احتمال و يا به عبارت « به نظر مىرسد » بيان مىكرد . « 1 » و در مورد شخصيت معنوى آن بزرگوار مىگويد : از مرحوم شهيد مطهرى پرسيدند كه : شما فوق العاده از علّامه طباطبائى تجليل مىكنيد و تعبير « روحى فداه » را در مورد ايشان داريد ؛ اين همه تجليل به خاطر چيست ؟ آن مرحوم فرمود : « من فيلسوف و عارف بسيار ديده‌ام و احترام مخصوص من به ايشان ، نه به خاطر اين است كه يك فيلسوف است ، بلكه احترامم به اين جهت است كه او عاشق دلباختهء اهل بيت است . علّامه طباطبائى در ماه رمضان روزهء خود را با بوسه بر ضريح مقدس حضرت معصومه عليها السلام افطار مىكرد . ابتدا پياده به حرم مطهر مشرف مىشد ، ضريح مقدس را مىبوسيد ، سپس به خانه مىرفت و غذا مىخورد . اين ويژگى اوست كه مرا به شدت شيفته ايشان نموده است » . « 2 » و در مورد زهد و بىاعتنايى ايشان به دنيا وهياهوهاى آن مىفرمايد : من خودم شاهد بودم كه مرحوم علّامه در سنين هفتاد سالگى در كوچه‌هاى قم دنبال منزل اجاره‌اى بودند . « 3 » و در مورد درس اسفار ايشان داستانى را نقل مىكند كه براى همه شنيدنى است : يك وقتى از طرف بعضى افراد كوته نظر به درس فلسفهء ايشان اعتراضاتى شد ؛ از جمله بعضى شهرها ، از جمله مشهد و نجف ؛ به مرحوم آيةاللَّه بروجردى نامه نوشتند كه چرا در حوزهء علميّهء قم ، درس فلسفهء رسمى وجود داشته باشد كه صدها نفر در آن شركت نمايند . بالأخره اين قدر فشار آوردند به مرحوم آيةاللَّه بروجردى كه ايشان پيشكارشان را خدمت آقاى طباطبائى فرستاده و پيغام دادند كه : « من با فلسفه مخالف نيستم خودم هم در اصفهان پيش مرحوم جهانگيرخان فلسفه خوانده‌ام ، ولى آن فلسفه‌اى كه ما مىخوانديم ، با آن

--> ( 1 ) . ضميمه روزنامه جمهورى اسلامى ، 3 / 8 / 60 ( 2 ) . پيام انقلاب ، ش 123 ( 3 ) . روزنامه جمهورى اسلامى ، 24 / 8 / 69